در این مقاله، الگوی نوایی عناصر حاضر در حوزةاضافه و کل ساخت اضافه در چهارچوب واج شناسی نوایی بررسی شده است. در این راستا، آزمایشی تولیدی که مشتمل بر سه جملة دارای ساخت اضافه بود، انجام شد و از دوازده گویشور فارسی زبان خواسته شد تا آن جمله ها را تولید کنند. صدای این گویشوران در محیطی آکوستیک ضبط شد و سپس مورد تحلیل قرار گرفت. باید توجه داشت که هر یک از عناصر [+N] موجود در ساخت اضافه، به همراه واکة اضافة متصل به آن، منجر به ایجاد نواخت گونه ای از گروه واجی یعنی گروه واژه بست می شود (Hekmati, 2016). بر این مبنا، این پرسش مطرح شد که کل ساخت اضافه در چه سطحی از سلسله سطوح نوایی قرار خواهد گرفت. باید توجه داشت که سطح نرخ فرکانس پایة تکیة آخرین گروه واجیِ ساخت اضافه، نسبت به نرخ فرکانس پایة تکیة کلیة گروه های واژه بست حاضر در ساخت مورد اشاره پائین تر بود. این امر سبب می شود تا در مواردی که دیرکرد قلة هجا، سببِ حرکتِ قلة فرکانس پایة هجای تکیه بر به هجای بعد از آن گردد، کل ساخت اضافه به لحاظ نوایی به سطح گروه آهنگ انتقال یابد. چنین تحلیلی قادر به تبیین علت برجستگی شنیداری هر یک از عناصر حاضر در حوزة اضافه است. چرا که هر یک از گروه های واژه بست حاضر در حوزة اضافه تکیة دومین را جذب می کنند. بنابراین، آخرین واژة حاضر در این ساخت به عنوان گروه واجی جاذب تکیة نخستین (گروه آهنگ) به شمار می رود.